صبح و ظهرتون بخیر. امروز داشتم به نوشتن یه داستان فکر میکردم، اما نمیدونم چی میخواد بشه، از چی الهام بگیرم و هر چقدر سعی میکنم ایده داشته باشم، به ذهنم نمیاد.
تو فکر اینم که چطوری به یه سری دوستام که تو تلگرام ارتباط داشتم، آدرس وبلاگمو بهشون بدم؟ بخوام هجی کنم قراره بزرگترین چالش عمرم باشه. دقیقا داداش منم تو سرکار، مجبوره به اونایی که زنگ میزنن و میگن نتمون قطعه، سایتهای داخلی رو هجی میکنه.
حتی میخوام نقاشی بکشم، بافتنی کنم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم.
حالا حالاها معلوم نیست کی نت رو وصل کنن.
+ برم یه سر به دوتا همبرگرهای ۳۰ درصد گوشت رو برگردونم تا نسوختن. #_#