
"[...] به خاطر هیچکدوم اینها، حتی به خاطر این که وجود دارم و این یعنی الان دیگه هیچکس رو ندارم. خب، نه هیچکسِ هیچکس. سوتلانا. اون دوستم داره و منم دوستش دارم ولی اونطوری نه... لعنت بهش... ولی نه اونطوری که تو رو دوست دارم و بدترین قسمتش اینه که فقط تو رو میخوام. همیشه تو بودی. زیادی عاشقت شدم و نمیدونم باید چیکار کنم." – heated rivalry
من همیشه وقتی که بیدار میشدم، اولین کاری که میکردم چک کردن تلگرامم بود که ببینم کی بیدار و آنلاینه. اما الان با این شرایط بینتی، به جای تلگرام، میرم سراغ پنل وبلاگم که ببینم ستاره کدوم خونه روشنه. دقیقا مثل چندین سال پیش که زیاد تو تلگرام نبودم و بیشتر تو بیان / میهنبلاگ بودم و هر صبح اولین کارم چک کردن وبلاگها بود.
راستش همیشه فکر میکردم روزهایی که تو وبلاگنویسی داشتم دیگه هیچوقت تکرار نمیشن، اما برای اولین بار حس کردم دوران خوش وبلاگنویسی دوباره اتفاق افتاده و خب، تکرار شدن روزهای خوش وبلاگنویسی خیلی حس خوبی بهم داد. هر چند فرقش اینجاست که اینترنت بینالمللی قطعه و نمیتونم یه سری به پینترست هم بزنم. آخه اون موقع که وبلاگنویسی میکردم، اون موقع اکانت پینترستم رو افتتاح کردم و بکوب تو فوریوی این برنامه میگشتم و عکسها رو سیو میکردم. :(
دیروزم حتی تک و توک داشتم تو سایتهای زومیت و اینا خبرها رو میخوندم و اکثرشون اینطوری بودن که این وزارت ارتباطات هیچی نمیگه درمورد بینتی فقط یه چیز دیگه میگه. چهار - پنج روزه که نه تنها نت قطعه، بعد ارتباط پیامک و تلفنم قطع کردن و این باعث شده یه سری شغلها ضعیفتر بشن، پلتفرمهای گردشگری ضعیفتر بشن، یه رمز پویا هم نمیاد. انقدر حرف دلم رو زدن که گفتم خدایاشکرت دردمون یکی دوتا نیست، خیلیه. =)
خلاصه که عیبی نداره. این نیز بگذرد.
+ دیشب یادشون رفته بود آنتنها رو قطع کنن، چون دیشب برخلاف شبهای پیش، طرفای هشت - نه شب، یکی از دوستام که از جنوبه بهم زنگ زد و نیمساعت حرف زدیم و خندیدیم. =))))
+ آخه کی لوبیا پلو رو با لوبیا سبز و مواد ماکارونی درست میکنه؟ خیلی خوشمزه میشه جدی. اهم.
+ این عکس و دیالوگی که گذاشتم. اگر میدانید، میدانید.
+ کلمه کودو تو بخش پسندیدنها رو دیدین؟ اگر میدانید، میدانید پارت دو.