
داشتم به یه چیزی فکر میکردم. اگه نت برگرده، میترسم اینجا دوباره خلوتتر بشه، مثل روزهایی قبل از قطعی اینترنت. ولی خب این بار واقعا میخوام بعد از وصل شدن نت، اینجا رو زندهتر کنم، درست مثل امروز و روزهای گذشته. میدونم ممکنه از تلگرام دل نکنم و همینطور بهش بچسبم که با دوستهای دیگهام حرف بزنم، ولی واقعا دوست دارم اینجا رو بازم زنده نگهش دارم. چون که این روزها با دوستهای جدیدی تو این فضا آشنا شدم و واقعا خوشحالم که اینجان. دوستهای قدیمی من هم تاج سرم هستن.😌♡ نه تنها اینجا رو، بلکه وبلاگ جدیدم هم چون تازه چند روزه میچرخونمش، همونجا ادامش بدم.
اگه یه روزی نت درست شد، بازم میاین بیان و به اینجا و وبلاگهای دوستتون سر بزنین؟ خیلی خوشحال میشم اگه بازم راه وبلاگ رو دوباره ادامه بدیم.
اون روزی که حس کردیم بیان مثل میهنبلاگ بشه خیلی ترسیده بودم، حتی پست خداحافظی هم نوشته بودم و پستشم کرده بودم. ولی تو این چند روزی که برگشتیم اینجا، پست خداحافظیم رو پیشنویس کردم که تو وبلاگم نیاد. بلکه نشون بدم من قرار نیست ولش کنم. البته اگه بتونم.
+ منچ بازی کردن خیلی حال میده. حتی قبل از قطعی اینترنت، چند بار با خواهرم بازی کردم. خدایی خواهرم توش خیلییی حرفهایه. =) البته بماند که خودمم توش خوبم- آره.
+ انقدر وضعیت داغون و شخمیه که حتی کبوترم برای دیجیاتو استخدام میکنن. میگی نه؟ بیا ببینش. =)
+ عکسی که گذاشتم به ترتیب از سمت راست، چارلز لکلرک، دودودودو مکس ورستپن و جورج راسل. My big 3.☝
+ آهنگی که گوش میدم، headlock از imogen heap. این زن انقدر نابغهست تو ساخت آهنگهاش که نگو و نپرس. اگه نت درست شد یه روزی تو پست جدید، لینک یوتیوبش رو میذارم.
+ قرار من برای فردا، تموم کردن فصل اول استی، اگه پول دستم بیاد، خرید فایل جلد اول سازمان طراحی تو فیدیبو، اگه باسنمو جمع کنم افدگ بخونم و احتمالا یکی از نقاشیهام رو کامل کنم.
+ بیان دیگه سکته نکن، عاشقتم. مرسی.3>