۱۵۸ مطلب با موضوع «جعبه اتفاقات» ثبت شده است

Check, check, check

۱. قشنگ احساس میکنم من یه درصد رو دارم زندگی میکنم و نود و نه درصد دیگه‌اش دارم فیلتر وصل میکنم، جون میکنم تا تلگرام و برخی سایت‌ها بیان بالا، بعد هی چنل خبری چک میکنم که نصف شبی چیزی نشه، بعد هی سایت فلایت رادر بیست و چهار چک میکنم، بعد هی فکر میکنم و تحلیل میکنم که چی میخواد بشه، بعد یه قسمت بیگ‌بنگ میبینم و پاره میشم از خنده و یهو بازم میوفتم به وصل کردن فیلتر و این چرخه ادامه داره.

۲. آهنگ جدید هری استایلز هم شنیدم و فقط و فقط به رها فکر کردم. اگه بود، اگه اینجا بود، الان داد میزد we belong together. 

۳. هری استایلز واقعا ناامیدم نمیکنه. برخلاف چنل هالیوودی‌ها که میگن واح واح این چه شتیه، من بیشتر عاشقش شدم. اصلا لید سینگل‌هایی که متنشر میکنه واقعا عاشقشون میشم، هم aperture و هم as it was

۴. کاش برگردم به دورانی که تیلور لایف او شوگرل رو منتشر کرد. T---T

۵. عاشق قسمت یازدهم فصل دوم بیگ‌بنگ تئوریم. D: 

۶. خدا خیر بده به اونی که پینترست رو درست کرد.

۷. اصلا نمیتونم بخوابم. مدام میچرخم تو اینترنت، تا وقتی ساعت سه شه. آخرین بار که بیدار موندم تا ساعت پنج بود. رکورد زدم.

۸. چرا آیزاک هجار رو میبینم خندم میگیره؟ =) نمیدونما، یاد یه سری ویدیو تو تیک‌تاک میوفتم پاره میشم- 

۹. خسته شدم به مولا.

۱۰. ستاره‌هاتون رو میخونم حس خوبی بهم دست میده. :(♡

  • Brilli .Shr
  • سه شنبه ۸ بهمن ۰۴

I can't talk with everyone

ت - سه بهمن، ساعت ۱۶:۲۰

این روز‌ها که اینترنت به زور وصل میشه، چیزهایی رو دیدم و شنیدم که باعث شد بیشتر از زندگی کردن متنفر بشم. هممون دچار این شدیم که ما زنده موندیم و از این زنده موندن پشیمونیم. هممون مثل قبل نیستیم. حرف‌هامون تلخ‌تر شده، جوری که ما رو میزنه، مثل یه سیلی تو صورتمون. من گفتم اگه اینترنت وصل بشه دیگه میتونم با بچه‌ها حرف بزنم ولی متاسفانه بعد از این که تونستم با فیلتر وارد بشم، لال شدم. قاصر شدم. زبونم رو از دست دادم. میخواستم بهشون بگم که من خوبم اما هر دفعه یادم میوفته که اون آدم‌ها رفتن، لبخندم از بین میره. توان تایپ کردن رو از دست میدم. یکی نگرانم بود و هزار بار گفت که خوبی؟ بهتری؟ من نمیدونستم چطوری بگم که خیالش راحت باشه. به زور تایپ کردم: "خوبم قشنگم." حتی بعدش گفتم که من رو بابت این ببخشه که نمیتونم بیشتر از این حرفی بزنم.

من با خوابیدن مشکل پیدا کردم. خیلی دیر میخوابم. مدام میترسم که نکنه صدایی بیاد مثل روز اول جنگ؟ صدای هواپیماهای مسافربری هر دفعه میومد میترسیدم. از صداشون بیزارم. هر ثانیه صداش میاد، آهنگم رو قطع میکنم و ببینم این چه صداییه. بعدش دوباره پخشش میکنم. هر ثانیه آهنگ گوش میدم، حس عذاب وجدانم گلوم رو میگیره تا خفه‌ام کنه، طوری که حتی اکسیژن بهم نرسه.

زمستون سختیه. هر لحظه میگذره، بدتر میشه. استرسم بیشتر میشه. عذاب وجدانم مثل بختک روی من نشسته و به این فکر میکنم که اون آدم‌هایی که نیستن، چقدر زندگی رو دوست داشتن و من بیشتر از زندگی کردن متنفرتر شدم. که چرا لیاقتم اینه؟ چرا لیاقتم زجر کشیدنه؟ چرا لایق بدبختی و بیچارگی هستم؟ هیچکسی درک نمیکنه. هیچکسی تو این دنیا درک نمیکنه که درد از دست دادن کسی که نمیشناختیش ولی انگار از خونمون بوده چقدر وحشتناکه؟ 

هر خط از زبان ایتالیایی نگاه میکنم، وقتی میبینم هری استایلز قراره آلبوم جدید منتشر کنه و تازه آهنگش رو منتشر کرده، یادش میوفتم. وقتی هر بخش از حرف‌هاش میبینم که چقدر عاشق زندگی کردن بود، به خودم لعنت فرستادم چون نه لیاقتش این بود و نه من. هر دفعه صدای پدری رو میشنوم که دنبال پسرشه، به این فکر میکنم که کاش زنده بود و پدرش رو بغل میکرد. هر لحظه جیغ و فریاد هزاران نفر رو میشنونم که از دلشون میاد، با این ظاهرشون آرومه، اما درونشون آشوبه. 

چنان عاشق زندگی کردن بودن که نابودشون کردن تا من بیشتر از زندگی کردن بیزار بشم.

  • Brilli .Shr
  • يكشنبه ۶ بهمن ۰۴

I'm hopeless

من شکایت دارم. کی گفته که آدم به امید زنده‌ست؟ با چه امیدی؟ امیدی که یک دفعه از بین میره؟ امید به ما نیومده. امید با ما خوب نیست. امید واقعی خیلی وقته مرده. بوی خونش رو حس میکنم. مثل رودخانه جاریه. همه‌جا هست. حالا ناامیدی، خیلی وقته مهمون ماست. ناامیدی مثل یه بار سنگینی میمونه که هر بار از کوه بالا ببریم و بعدش به پایین برگردیم. همینقدر پوچ، همینقدر توخالی. انگار که یه یه سوراخ بزرگی توی بدنم حس میکنم. مثل عروسک‌های چینی که هیچی در درونشون ندارن. نه قلبی، نه گوشتی و نه روحی. آدم خیلی وقته مرده. ما مردیم، تو خالی شدیم. هر طرف که میرینم، روح زندگی‌ها رو میبینیم که قبلا اونجا بودن. یه میز و صندلی خالی بیرون کافی‌شام که قبلا توش زندگی بود. یه طبقه بی‌برق و بی‌روح که قبلا توش زندگی بود. یه نیمکت خالی توی پارک پر از سیگار‌های سوخته و له شده لا به لای چمن‌های سبز که دیگه توان نفس کشیدن رو ندارن، قبلا زندگی اینجا بود. زندگی کجا رفته؟ رفته و نابود شده. امید چطور؟ اون خیلی وقته مرده. واقعا کی گفته آدم به امید زنده‌ست؟ تو فکر میکنی من زنده‌ام؟ تو فکر میکنی مردم هم زنده‌ان؟ تو فکر میکنی روح توی بدنمون هست؟ بهم بگو. خواهش میکنم بگو تا بفهمی. بفهمی که من زندگی نمیکنم، نمیخوام زندگی کنم، نمیخوام نفس بکشم. من به ناامیدی مرده‌ام. پس من رو دفن کنین تا بیشتر از این ادامه ندم. اگه نفس میکشم، زنده به گورم کنین. اگه میخندم، لبم رو بدوز. اگه چشم‌هام بازه، کورم کن. نمیخوام زندگی کنم.

آدم به ناامیدی مرده‌ست.

#من_نوشته 

  • Brilli .Shr
  • شنبه ۵ بهمن ۰۴

Random №18

دیشب نت با بدبختی وصل شد تا شاید یه خبری از بچه‌ها بگیرم. بعضی‌هاشون تونسته بودن آنلاین بشن ولی بعضی‌های دیگه نه. معلوم نیست چی شده. ته دلم نگرانی‌ای داشتم. گفتم امیدوارم همه و همه خوب باشن. خبرها ر خوندم و وای از زندگی‌هایی که پر پر شدن. زندگی‌هایی که واقعا زندگی بودن اما آغشته به رنگی قرمز بودن. قرمزی که معنیش پایان بود. فریادهایی که نشنیدیم رو شنیدیم. زجر‌هایی که ندیدیم رو دیدیم. چهره‌هایی که خندون بودن رو دیدیم که رفتن اون لبخند‌ها. حتی چشم‌های درخشانشون.

هممون با کولی از ناامیدی و غم حس سنگینی کردیم. حس پشیمونی. حس این که چرا من زنده‌ام و دارم نفس میکشم؟ سرزنش به موقعیه. ما خودمون رو سرزنش میکنیم بابت این که زندگی‌ها رفتن و ما فقط داریم نفس میکشیم. حس عذاب وجدان گلوی من رو گرفته و دائما خفه‌ام میکنه.

سعی کردم زیاد نگاه نکنم اما واقعا نمیشه فراموش کرد. نمیشه.‌ نمیشه. نمیشه. نباید هم فراموش کرد.

  • Brilli .Shr
  • جمعه ۴ بهمن ۰۴

Random... meh

اونقدری حرف برای گفتن ندارم که حد نداره. خسته‌ام، سردمه و نمیدونم چیکار کنم. تازه حتی شبش خواب دیدم که اینترنت وصل شده. ببین کار به کجا کشیده که سر بی‌نتی رکورد سال‌ ۹۸ رو زدیم. یعنی نزدیک دو هفته‌ست هیچ نشونه‌ای از وصل شدن اینترنت ندیدیم. دست شما درد نکنه. خیلی دارین زحمت میکشید. همینطوری ادامه بدین شغل‌های دیگه نابود و سردرگمی و فروپاشی روانی مردم بیشتر میشه. عالیه واقعا.

  • Brilli .Shr
  • چهارشنبه ۲ بهمن ۰۴

Random №16

هشدار: این پست حاوی غرهای به شدت شدید و چس‌نالگی و ناامیدی وجود دارد. اگر حال و حوصله‌ی خواندن آن غرها را ندارید، مجبور نیستید به ادامه‌ی مطلب بروید. اما اگر تحملش را دارید، به ادامه‌ی مطلب وارد شوید و بخوانید. امکان همدردی با غرهای من وجود دارد. با تشکر. سحر (یا همان بریلی)

  • Brilli .Shr
  • سه شنبه ۱ بهمن ۰۴

Random before sleeping : snow

ت - ساعت ۲۳:۲۳ شب

وقت شام بود. شام خوراک لوبیای سبز بود با برنج. مامانم همیشه غذاهاش رو خوشمزه درست میکنه. وقتی میگن هیچی مثل غذاهای مامان‌پز نمیشه، درست میگن. بعد از این که شام خوردم، به اتاقم برگشتم و روی تختم ولو شدم. همون لحظه چشمم به پنجره‌ی اتاقم خورد. دیدم اون خونه‌ها و ساختمون‌ها در حال محو شدن بودن. کمی دقت کردم و فهمیدم این‌ها برفن. همیشه عادت داشتم توی صفحه‌ی گوشیم، از برنامه‌ی آب و هوا متوجه میشدم که کی هوا سرد میشه یا آیا بارون یا برف میاد یا نه. این بار بی‌خبرم فهمیدم. اولش، برف‌ها ریز میومدن و خیلی زیاد بود، طوری که روی بدنه‌ی ماشین‌هایی که کنار خیابون پارک شدن، نشستن. الان برف کولاکی میباره. چند دقیقه پیش هم صدای آواز یه مرد شنیدم که بیرون کافی‌شاپ -کنار خونه‌امون- به اتاقم میومد. نمیفهمیدم چی میخوند ولی مشخص بود که از آهنگ‌های قدیمی میخوند. قشنگم میخوند. کاش ضبطش میکردم چون الان دیگه اون مرد رفته.

حالا به این فکر میکنم که برف همیشه خوشحالم میکنه. حتی تو این شرایطی که مطمئن نیستم زندگیم چی میخواد بشه. همیشه وقتی زندگی سخت میشه، هیجی به دلم نمیشینه. مگر این که برف بیاد و روی زمین، روی ماشین‌ها، رو پشت بوم‌ خونه‌ها و رو شاخه‌های درخت‌ها که خیلی وقته برگ‌هاشون خشک شدن و از وجود درخت‌ها رها شدن. اون موقع‌ست که از سحرِ بیست و دو ساله تبدیل میشم به سحر پنج - شش ساله که از دیدن برف خوشحاله. برف خوشحالم میکنه، حتی اگه روزهام سخت باشن.

#من_نوشته

  • Brilli .Shr
  • دوشنبه ۳۰ دی ۰۴

Random №15

جونم براتون بگه که اینجا داره آلاسکا میشه بس که سرده‌. چند دقیقه پیش بیرون پنجره شاهد برف باریدن بودم. البته خیلیی ریز بود و زود بند اومد. ولی خیلی ناز بود. T----T الانم یه نور کوچول رو پشت ابرها تابیده و خیلی باحال شده. کاش حسابی برف بیاد.

وقتی عکس‌هایی که تو گالریم میبینم یاد دوستم نینی نازی افتادم که خودشم سونگمین اسکیز بایسده و انقدر عکس‌هاش رو دیده که خودش رو به در و دیوار زده و میگه سونگمین میخوام. (حق داره. منم سونگمین میخوامم.) حتی منم تو این وضعیت جورج و چارلز میخوام. خدا بخیر بگذرونه.

این فیلم اف‌وان خیلی مظلوم واقع شده چون هنوز نرفتم سمتش. "-" حالا هی مسئولان حرف عوض میکنن. یکی میگه امروز نت میاد، یکی میگه این هفته وصل میشه، یکی دیگه میگه فعلا داریم بررسی میکنیم. بدبختی‌ای داریم به خدا. وصل کنین من میخوام اف‌وان رو با ضبط ریکشن از خودم ببینمش دیگه ایح.

حالم از خوندن خبرها تو سایت‌ها بهم میخوره. یه خبری پیدا نمیشه که خیال من راحت باشه. اصن خبری نیست که خوشحالت کنه، مخصوصا وقتی اینجا زندگی میکنی. هعی.

+ اونایی که ان‌میکس گوش میدن، مخصوصا آلبوم ولنتاین بلو. فقط منم یا شماها حس میکنید آهنگ پودیوم خیلی وایب فرمول یک رو داره؟D:

+ دست‌هام داره یخخخخ میزنه یخ.

+ بزودی منم مثل یوری، لیست چیزهایی که دوست دارم و دوست ندارم رو بنویسم یه جا که پستش کنم.‌

+ راستی، امروز تولد وبلاگمه. همین وبلاگ. =)

  • Brilli .Shr
  • دوشنبه ۳۰ دی ۰۴

Random №14

صبحتون بخیر. ظهرتون بخیر، بعد از ظهرتون بخیر، عصر بخیر، اصن شبتون بخیر باشه. شنیدم که امروز میخوان نت رو وصل کنن ولی تا وقتی وصل نکنن من باور نمیکنم. دیروز که دو بار تونستم برم تلگرامم عین fever dream بود، حتی تا وقتی که نت دوباره قطع شه. همین که تونستم با دوستم که تو چینه چت کردم و گفتم حالم خوبه خیالم راحته، چون اون بیشتر از ماها نگران من و دوستاش بود‌. :(

دلم میخواد زمانی که نت وصل شد و تلگرام بالا اومد همزمان فیلم اف‌وان رو ببینم و تو چنلم ریکشن بدم. (این کار رو سر فیلم رد، وایت اند رویال بلو هم انجام دادم. حال میدههه.) البته! اگه ببینمش یه پست از این فیلم اف‌وانم میذارم. فکر کردین من ول میکنم اینجا رو؟ نه خیرم. D: 

یه اعتراف بکنم؟؟ خیلی عجیبه‌ها. من وقتی یه آدمی رو ببینم که خیلی خیلی فاکینگ خوشگل باشه و حس خوبی بهم بده، چنان خجالتی میشم که ممکنه ریز ریز به عکس‌هاش نگاه کنم و تو چشمش زل بزنم. جورج راسل از همون‌هاست دوستان من. (به روم نیارین من وقتی عکس رو آپلود کردم تو بیان باکس و لینکش رو خواستم کپی کنم که تو این پست بذارمش، چشمم که بهش خورد چنان پروانه‌هان در دلم به در و دیوار زدن و فیوز مغزم پرید که دیوانه شدم و چشم‌هامو بستم.)

تازه من وقتی کودک بودم و سریال‌های کیدراما تو تلویزیون پخش میشد، یکی از کیدرامایی که دوست داشتم، اسمش سرنوشت بود و لی‌مین‌هو بازی کرده بود. منِ اسکل انقدر شیفته‌ی لی‌مین‌هو بودم که وقتی میدیدمش میدوییدم تو اتاقم چون از خجالت داشتم آب میشدم و دیوونه میشدم. کصخل بودم دیگه. (کصخل‌تر هم شدم.) حالا دوباره بخوان پخش کنن دیگه فرار نمیکنم و میبینم. مگه دیوونم؟ "-"

+ امان از این راننده‌های چشم رنگی پولدار ددی ایشوزها.

+ قبل از این که نت قطع بشه، تو تیک‌تاک خیلی اتفاقی به یه ویدیویی برخوردم که طرف نوشته بود "چیزی که فکر میکردم تو کنیا ببینم." و تصویر شیر که داشت آب مینوشید رو نشون داد، بعد صحنه عوض شد و نوشت "چیزی که واقعا تو کنیا دیدم." یهو جورج و کارمن رو نشون داد که تو کنیا سوار ماشینن. "-" راستش قیافم بعد از دیدن این ویدیو خیلی دیدنی بود. :))))))))

+ به خدا اگه اینترنت وصل نشه دچار انسسری انگحححححح و بردلاین وایلنس میشم.

  • Brilli .Shr
  • دوشنبه ۳۰ دی ۰۴

Random? No I'm crying

الکس.T----T

به معنای واقعی دارم عر میزنم. تاحالا گریه کردین بدون این که اشکتون در بیاد؟ همین حالت رو دارم. دوباره نتم درست شد و تلگرام اومد بالا. یه سری عکس از پینترست و آهنگ دانلود کردم که داشته باشمش. (چون شک دارم نت دیگه قطع نمیشه یا میشه) بعد یهو عکسایی از راننده‌های پولدار خوشگل کفاثت خر با آیدل‌های کیپاپ و عکس‌های aesthetic طور رو دیدم واقعا عر زدم. حتی چشم‌های شهلای جورج فاکینگ راسل رو دیدم بازم عر زدم. حتی عکس شیومین اکسو دوران بولمینگ دیز رو دیدم بازم عر زدم. حتی چشمم به ادیت‌های سریال HR خورد بازم عر زدم. حتی بازش نکردم ولی میدونم چیه. بازم عر عر عر. بدون اشکی ازم بیاد. بعد آهنگ‌هایی که تو سیو مسیجمه رو دانلود کردم که مثل سگ گوش کنم. این عکس الکس آلبون رو گذاشتم اینجا رو از تلگرام اوردمش اینجا و میخوام عررررر بزنمممممممممم.

خلاصه این رندوممون محتوای عر داره ببخشید دیگه. T-----T

+ دوباره قطع شد. میدونستم ولی خب حداقل چیزی که نیاز داشتم رو دانلود کردم. ㅠㅠㅠ

  • Brilli .Shr
  • يكشنبه ۲۹ دی ۰۴
• اینجا جایی هست که از روزهام، فنگرلی کردن‌هام و حرف‌هایی که از قلب و ذهنم میگن، مینویسم. جایی به اسم سرزمین آسمون که وقتی به آسمون نگاه کنی، بیشتر لبخند میزنی. پس اگه داری به آسمون نگاه میکنی، به من فکر کن. :)♡
۱۳۹۶.۱.۴
+
You're pullin' back and I'm runnin' for the door, You're sayin' those words and it just makes me want you more, A second chance with our hearts on the floor, Guess it's love.
آرشیو مطالب
نویسندگان