۲۹ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

Random before sleeping : snow

ت - ساعت ۲۳:۲۳ شب

وقت شام بود. شام خوراک لوبیای سبز بود با برنج. مامانم همیشه غذاهاش رو خوشمزه درست میکنه. وقتی میگن هیچی مثل غذاهای مامان‌پز نمیشه، درست میگن. بعد از این که شام خوردم، به اتاقم برگشتم و روی تختم ولو شدم. همون لحظه چشمم به پنجره‌ی اتاقم خورد. دیدم اون خونه‌ها و ساختمون‌ها در حال محو شدن بودن. کمی دقت کردم و فهمیدم این‌ها برفن. همیشه عادت داشتم توی صفحه‌ی گوشیم، از برنامه‌ی آب و هوا متوجه میشدم که کی هوا سرد میشه یا آیا بارون یا برف میاد یا نه. این بار بی‌خبرم فهمیدم. اولش، برف‌ها ریز میومدن و خیلی زیاد بود، طوری که روی بدنه‌ی ماشین‌هایی که کنار خیابون پارک شدن، نشستن. الان برف کولاکی میباره. چند دقیقه پیش هم صدای آواز یه مرد شنیدم که بیرون کافی‌شاپ -کنار خونه‌امون- به اتاقم میومد. نمیفهمیدم چی میخوند ولی مشخص بود که از آهنگ‌های قدیمی میخوند. قشنگم میخوند. کاش ضبطش میکردم چون الان دیگه اون مرد رفته.

حالا به این فکر میکنم که برف همیشه خوشحالم میکنه. حتی تو این شرایطی که مطمئن نیستم زندگیم چی میخواد بشه. همیشه وقتی زندگی سخت میشه، هیجی به دلم نمیشینه. مگر این که برف بیاد و روی زمین، روی ماشین‌ها، رو پشت بوم‌ خونه‌ها و رو شاخه‌های درخت‌ها که خیلی وقته برگ‌هاشون خشک شدن و از وجود درخت‌ها رها شدن. اون موقع‌ست که از سحرِ بیست و دو ساله تبدیل میشم به سحر پنج - شش ساله که از دیدن برف خوشحاله. برف خوشحالم میکنه، حتی اگه روزهام سخت باشن.

#من_نوشته

  • Brilli .Shr
  • دوشنبه ۳۰ دی ۰۴

Random №15

جونم براتون بگه که اینجا داره آلاسکا میشه بس که سرده‌. چند دقیقه پیش بیرون پنجره شاهد برف باریدن بودم. البته خیلیی ریز بود و زود بند اومد. ولی خیلی ناز بود. T----T الانم یه نور کوچول رو پشت ابرها تابیده و خیلی باحال شده. کاش حسابی برف بیاد.

وقتی عکس‌هایی که تو گالریم میبینم یاد دوستم نینی نازی افتادم که خودشم سونگمین اسکیز بایسده و انقدر عکس‌هاش رو دیده که خودش رو به در و دیوار زده و میگه سونگمین میخوام. (حق داره. منم سونگمین میخوامم.) حتی منم تو این وضعیت جورج و چارلز میخوام. خدا بخیر بگذرونه.

این فیلم اف‌وان خیلی مظلوم واقع شده چون هنوز نرفتم سمتش. "-" حالا هی مسئولان حرف عوض میکنن. یکی میگه امروز نت میاد، یکی میگه این هفته وصل میشه، یکی دیگه میگه فعلا داریم بررسی میکنیم. بدبختی‌ای داریم به خدا. وصل کنین من میخوام اف‌وان رو با ضبط ریکشن از خودم ببینمش دیگه ایح.

حالم از خوندن خبرها تو سایت‌ها بهم میخوره. یه خبری پیدا نمیشه که خیال من راحت باشه. اصن خبری نیست که خوشحالت کنه، مخصوصا وقتی اینجا زندگی میکنی. هعی.

+ اونایی که ان‌میکس گوش میدن، مخصوصا آلبوم ولنتاین بلو. فقط منم یا شماها حس میکنید آهنگ پودیوم خیلی وایب فرمول یک رو داره؟D:

+ دست‌هام داره یخخخخ میزنه یخ.

+ بزودی منم مثل یوری، لیست چیزهایی که دوست دارم و دوست ندارم رو بنویسم یه جا که پستش کنم.‌

+ راستی، امروز تولد وبلاگمه. همین وبلاگ. =)

  • Brilli .Shr
  • دوشنبه ۳۰ دی ۰۴

Random №14

صبحتون بخیر. ظهرتون بخیر، بعد از ظهرتون بخیر، عصر بخیر، اصن شبتون بخیر باشه. شنیدم که امروز میخوان نت رو وصل کنن ولی تا وقتی وصل نکنن من باور نمیکنم. دیروز که دو بار تونستم برم تلگرامم عین fever dream بود، حتی تا وقتی که نت دوباره قطع شه. همین که تونستم با دوستم که تو چینه چت کردم و گفتم حالم خوبه خیالم راحته، چون اون بیشتر از ماها نگران من و دوستاش بود‌. :(

دلم میخواد زمانی که نت وصل شد و تلگرام بالا اومد همزمان فیلم اف‌وان رو ببینم و تو چنلم ریکشن بدم. (این کار رو سر فیلم رد، وایت اند رویال بلو هم انجام دادم. حال میدههه.) البته! اگه ببینمش یه پست از این فیلم اف‌وانم میذارم. فکر کردین من ول میکنم اینجا رو؟ نه خیرم. D: 

یه اعتراف بکنم؟؟ خیلی عجیبه‌ها. من وقتی یه آدمی رو ببینم که خیلی خیلی فاکینگ خوشگل باشه و حس خوبی بهم بده، چنان خجالتی میشم که ممکنه ریز ریز به عکس‌هاش نگاه کنم و تو چشمش زل بزنم. جورج راسل از همون‌هاست دوستان من. (به روم نیارین من وقتی عکس رو آپلود کردم تو بیان باکس و لینکش رو خواستم کپی کنم که تو این پست بذارمش، چشمم که بهش خورد چنان پروانه‌هان در دلم به در و دیوار زدن و فیوز مغزم پرید که دیوانه شدم و چشم‌هامو بستم.)

تازه من وقتی کودک بودم و سریال‌های کیدراما تو تلویزیون پخش میشد، یکی از کیدرامایی که دوست داشتم، اسمش سرنوشت بود و لی‌مین‌هو بازی کرده بود. منِ اسکل انقدر شیفته‌ی لی‌مین‌هو بودم که وقتی میدیدمش میدوییدم تو اتاقم چون از خجالت داشتم آب میشدم و دیوونه میشدم. کصخل بودم دیگه. (کصخل‌تر هم شدم.) حالا دوباره بخوان پخش کنن دیگه فرار نمیکنم و میبینم. مگه دیوونم؟ "-"

+ امان از این راننده‌های چشم رنگی پولدار ددی ایشوزها.

+ قبل از این که نت قطع بشه، تو تیک‌تاک خیلی اتفاقی به یه ویدیویی برخوردم که طرف نوشته بود "چیزی که فکر میکردم تو کنیا ببینم." و تصویر شیر که داشت آب مینوشید رو نشون داد، بعد صحنه عوض شد و نوشت "چیزی که واقعا تو کنیا دیدم." یهو جورج و کارمن رو نشون داد که تو کنیا سوار ماشینن. "-" راستش قیافم بعد از دیدن این ویدیو خیلی دیدنی بود. :))))))))

+ به خدا اگه اینترنت وصل نشه دچار انسسری انگحححححح و بردلاین وایلنس میشم.

  • Brilli .Shr
  • دوشنبه ۳۰ دی ۰۴

Random? No I'm crying

الکس.T----T

به معنای واقعی دارم عر میزنم. تاحالا گریه کردین بدون این که اشکتون در بیاد؟ همین حالت رو دارم. دوباره نتم درست شد و تلگرام اومد بالا. یه سری عکس از پینترست و آهنگ دانلود کردم که داشته باشمش. (چون شک دارم نت دیگه قطع نمیشه یا میشه) بعد یهو عکسایی از راننده‌های پولدار خوشگل کفاثت خر با آیدل‌های کیپاپ و عکس‌های aesthetic طور رو دیدم واقعا عر زدم. حتی چشم‌های شهلای جورج فاکینگ راسل رو دیدم بازم عر زدم. حتی عکس شیومین اکسو دوران بولمینگ دیز رو دیدم بازم عر زدم. حتی چشمم به ادیت‌های سریال HR خورد بازم عر زدم. حتی بازش نکردم ولی میدونم چیه. بازم عر عر عر. بدون اشکی ازم بیاد. بعد آهنگ‌هایی که تو سیو مسیجمه رو دانلود کردم که مثل سگ گوش کنم. این عکس الکس آلبون رو گذاشتم اینجا رو از تلگرام اوردمش اینجا و میخوام عررررر بزنمممممممممم.

خلاصه این رندوممون محتوای عر داره ببخشید دیگه. T-----T

+ دوباره قطع شد. میدونستم ولی خب حداقل چیزی که نیاز داشتم رو دانلود کردم. ㅠㅠㅠ

  • Brilli .Shr
  • يكشنبه ۲۹ دی ۰۴

Random №13 : ST season 1

سلام سلام. :> بلاخره حدس بزنین چی شد؟ بله، فصل اول اس‌تی رو تمام کردم. حاجی خیلی شاهکار بود. جدی میگم. انقدری خفن بود که واقعا تا آخرش، قلبم برای الون رفت. تهش میخواستم زار زار گریه کنم باورم نمیشه- اون حس ترسی که داشت رو قشنگگگ حس کردم.

وسطای قسمت‌ها سر استیو اینطوری بودم که عیو. لایک چته؟ چرا نانسی رو کوچیک کردی آخه. ولی خب، حسم گفت بابا بهش وقت بده. دادم و خب، حرفم رو پس گرفتم. حتی شنیدم تو فصل‌های خیلی بهتر میشه و باحال‌ترین کاراکتر تبدیل میشه.

اونجا که مایک الون رو ماچ میکنه و منظورش رو برسونه که قرار نیست خواهر و برادر باشن، خیلی بامزه بود.ㅠㅠ هیجانش رو تو صورت الون فهمیدم. قبل مایک بهش گفت مامانم ازت مراقبت میکنه، بهت یه تخت میده که راحت بخوابی. وقتی بعد از این حرف رفت از دوستاش مراقبت کنه، همون لحظه که به مایک خدافظی کرد، اینطوری بودم که جی؟ یعنیییی چیییی نرووو. (رفتش) ولی میدونم تو فصل‌های بعد هستش. :>

داستین خیلی خرههه.ㅠㅠㅠ فکرش رو نمیکردم انقدر خر باشه.ㅠㅠ شکموی خررر.

خب بسه خیلی عر زدم. فعلا باید نت بخرم که به فصل دومش برسم کمک-

+ راستیییی. دیروز بیگ‌بنگ تئوری رو شروع کردیم. خیلی خیلییی فان‌تر از چیزیه که فکرش رو میکردممم. حتی اگه وقت کنیم ادامه himym رو ببینیم. خیلی مظلون واقع شده این سریال که ولش کردیم.ㅠㅠ

+ خیلی جالبه هممون بیگ‌بنگ‌تئوری میبینیم.

+ حتی فیلم pulp fiction هم دیدم. بعضی جاهاش واقعا باحال بود ولی نمیتونم بگم بهترین فیلمی بود که دیدم. ارزش یه بار دیدن رو داره، البته خشونت و این چیزها داره دیگه اهم. "-"

+ کی فکرش رو میکردم تو اوضاع بی‌نتی انقدر فیلم و سریال دیدیم.

+ بچه‌ها...‌الان که دارم این پست رو میذارم، تو مرورگر کروم هست وقتی نت نیست میزنه اینترنت اتصال نیست. رفته! حتی... نوتیف بروزرسانی برای برنامه‌های سامسونگ اومده. یا حسین.‌ برم تلگرام رو چک کنم. همینجا آپدیت میدم. فعلا!

+ آپدیت ۱۶:۴۱ همه‌چی داره بالا میاااد. تلگرام همه‌چیییییㅠㅠㅠㅠㅠ

+ آپدیت ۱۸:۰۰ نت خطم باز قطع شد اه.

  • Brilli .Shr
  • يكشنبه ۲۹ دی ۰۴

My little lonely 12

کوچولوی تنهای من، بعد از دو سال دارم برای تو مینویسم. سلام.♡

حدودا دو سال از زمانی که آخرین نامه رو برای تو نوشتم میگذره. تازگی‌ها یاد تو افتادم و فهمیدم خیلی وقته برای تو چیزی ننوشتم و خب، دیدم موقعیت بهتریه که باهم حرف بزنیم. بابت این که تو این دو سال نبودم که برات حرف بزنم، متاسفم و خوب میدونم که تو آدم بخشنده‌ای هستی. به هر حال، بازم عذرخواهی میکنم.

راستی، اگه بدونی تو این دو سال حواسم بهت بوده، با این که یادم رفته بوده بنویسم، حتما تعجب میکنی. البته حقم داری. اگه سوال واست پیش اومد که تو این دو سال جیکار کردم... خب، داستانش طولانیه.

زندگی چطور میگذره؟ سخت و سخت‌تر از همیشه. زندگی تو چی؟ امیدوارم براش سخت نگذشته باشه و روزهای خوبی رو سپری کرده باشی. مال من، تعریفی نداره. هر چیزی که انتظارش رو نداشتم اتفاق افتاد. مطمئنم تو هم دیدی و شنیدی و واقعا ترسیدی. راستش، تنها نیستی. هممون ترسیده بودیم. حتی تو یه هفته پیشم همینطور.

اگه سوال برات پیش اومد که من از این هیاهو فرار کردم یا نه، باید بگم که: کجا برم وقتی جایی برای پنهان شدن ندارم؟ مجبور شدم بمونم،به خاطر خودم، به خاطر خانواده‌ام که تنهاشون نذارم. به خاطر همه‌چی. شاید یه روز، یه جای آشنا که خونه‌ی امن و آرامش باشه رو پیدا کنم. خونه‌ای که هممون آرزوش رو داریم.

دنیا هنوزم بی‌رحمه، کوچولوی تنهای من. هنوزم روزهای سختی رو میگذرونیم. با ترس، با خاطراتی که کاش به فراموشی سپرده بشن، با خشمی که مثل شعله همه‌جا رو فرا گرفته، با فکرهایی که توی مغزم این‌ور و اون‌ور میرن. ولی هیچوقت فراموش نکن که همدیگه رو داریم. ما دوست‌هامون رو داریم. ما خوشی‌های کوچیک داریم. هر چند سعی دارن همون خوشی‌های کوچیک رو ازمون بگیرن یا کاری کنن دست نیافتنی بشه. ولی نمیذارم اینطوری بشه. نمیذارم.

تو هم منتظر من بودی؟ دلتنگم بودی؟ البته نیازی نیست جواب بدی، چون میفهممت. میفهمم چقدر منتظرم بودی و دلتنگم بودی. ممنونم که به یاد من بودی. منم به یاد تو بودم، هر چند واقعا وقت نشد که بهت بگم.

انگار حسابی بزرگ شدی. البته، گفتن "بزرگ شدن" شییه توهینه. به خودمم توهین شده وقتی آرزوی بچگیم برآورده شده. تو هنوزم کوچیکی، کودکی، ولی قوی‌تر و بهتر. اینطوری گفتنش بهتره. بهتر از گفتن "بزرگ شدن."ئه. چون وقتی بگیم بزرگ شدیم، بیشتر حس میکنیم وارد دوران به شدت به نام "بزرگسالی" شدیم. البته واقعا وارد این دوران شدیم. ولی ازت خواهش مبکنم یه کودک با ذهنی بزرگ بمون. نمیخوام بزرگ بشی، میخوام قلبت پرنورتر بشه. میخوام روحت بدرخشه. میخوام از تخیل، دنیات رو بسازی و وقتی احساس خطر کردی، به دنیای خودت پنهان شو. چون قدرتش رو داری.

خوشحالم که بعد از مدت‌ها باهات حرف زدم. من همچنان بهت فکر میکنم. تا آخر عمر. لطفا همیشه لبخند بزن. باشه؟ 

  • Brilli .Shr
  • يكشنبه ۲۹ دی ۰۴

Random before dinner 3

باز که پنل وبلاگ بسته شده بود. "-" داشتم دیوونه میشدم. هعی خدا اینم شد زندگی آخه؟

بازم لوبیاپلو داریم. با لوبیای سبز و کنسرو مواد ماکارونی. =)))))) 

فیلم اف‌وان رو نمیدونم کی ببینم چون شام رو بخورم دیگه میخوابم بعدش. "-"

هیچی ندارم بگم دیگه. خواب بر من حرامه.

  • Brilli .Shr
  • شنبه ۲۸ دی ۰۴

Dead poets society

آقای کیتینگ: "غنچه‌های گل سرخ را کنون که میتوانی برچین" معادل لاتین اون هست: carpe diem. حالا کی میدونه معنیش چی میشه؟

میکس: کارپه دیم، دم را غنیمت شمار.

آقای کیتینگ: چرا شاعر از این عبارت استفاده کرده؟ به این دلیل که ما خوراک کرم‌ها هستیم بچه‌ها. چون، چه ما باور داشته باشیم یا نداشته باشیم، تک تک ما در این اتاق، روزی از نفس زدن باز می‌ایستیم، جسممون سرد خواهد شد و خواهیم مرد.

Dead poets society

اگه فیلم رو ندیدین، ادامه‌ی مطلب پر از اسپویله. احتیاط کنین.♡

  • Brilli .Shr
  • شنبه ۲۸ دی ۰۴

Random №12

صبح بخیر. از اونجایی که دلم میخواد مثل یوری مثل لیست درست کنم، پس پست رندومون لیستی میشه. D: سرخط خبرها:

۱. اول صبحی که بیدار شدم، اولین چیزی که دیدم نه تلگرام بود نه وبلاگ، بلکه پیامک دوستم، نینی نازی بود. پشمام ریخت وقتی فهمیدم پیامک‌ها درست شده! بهش جواب دادم و کلی عرررر زدیم. :)) خدایا چقدر بدبختیم، چرا ما رو اینطوری میکنن؟ :))

۲. دیشب گفتم انجمن شاعران مرده رو میخوام ریواچ کنم؟ نشد، خوابم میومد. ㅠㅠ ولی عوضش امروز میرم سراغش، بعدش فصل اول اس‌تی رو تموم میکنم.

۳. تا دیروز و پریروز هوای اینجا تمییییز بود ولی الان باز آلودگی شد. وضعیت رو توروخدا. 

۴. واقعا نیاز دارم وقتی نت وصل شد ببینم از کیپاپ، اف‌وان، هالیوود و خیلی چیزهای دیگه چه خبرهایی شده؟ مطمئنم اینسونگ اس‌اف‌ناین دبیو سولو کرده، بلک‌پینک تیزری چیزی داده یا اعلام کرده، از تعطیلات زمستونی راننده‌ها میگن، نمیدونم حتی قبل از قطعی اینترنت یه خبری از بیلبورد اومده بود که هری استایلز بعد از مدت‌ها میخواد آلبوم منتشر کنه. (میدونستم جدی.TvT) اولیویا هم اینطور بوش میاد آلبومش میاد، البته امیدوارم.ㅠㅠ

۵. حاجی خیلی سرده. به شدت.

۶. احساس میکنم یه چیزی طلسمم کرده که نمیتونم برم سراغ بافتنی کردن. خدایا منو بخور فقط.

۷. دقیق یادم رفته تا کی مسابقه‌های اف‌وان شروع میشه ولی تا جایی که میدونم، بیشتر از یه ماه مونده. الان که یادم افتاد مثل سگ استرس گرفتم.

۸. یه ماه از روز تولدم و قهرمانی لندو نوریس میگذره. =))

۹. امروز ۲۸‌امه (تاریخ اینجا جلوتره) و دو روز دیگه سالگرد تاسیس وبلاگم، اسکای لند ورژن بیانه. :) باورم نمیشه هفت ساله اینجا رو دارم.

۱۰. تصمیم دارم بعد از این فیلم و سریال‌ها اف‌وان د مووی هم ببینم. D: 

همین دیگه. ماچ بهتون.♡

  • Brilli .Shr
  • شنبه ۲۸ دی ۰۴

Random №11

قبل از این که روز به شب تبدیل شه، آسمون رو دیدم. آبیِ آبی بود. هیچ ابری تو آسمون نبود. هوا سرد نور گرم خورشید، تضادی بود که تا استخون حسش کردم. حتی خونه‌ها و کوه‌ها رو دیدم. نمیدونم، اگه همه‌چی آرومه، پس پرا یه چیزی کمه؟ چرا همیشه یه چیزی کمه؟ یه سوال بی‌جواب همیشه بی‌جواب میمونه.

مثل یه آدمی میمونه که توی وجودش یه جای خالی داره. انگار قلبش رو از دست داده و نمیدونه چه اتفاقی برای قلبش افتاده. هر چقدر دنبال جواب بگرده، میبینه شب شده و تاریکی رو تموم دنیا فرا گرفته.

هر کسی یه چیزی میگن. یکی میگه این روزها طولانی میشن. یکی دیگه میگه نه به این زودی‌ها درست میشه. یکی دیگه هم میگه شاید هیچوقت درست نشه. کی میدونه؟ تهش اینو میدونیم که آینده‌امون اون چیزی نیست که فکرش رو میکنیم.

شاید برای همینه که دیگه هیچوقت آرزو نمیکنم سال جدید سال خوبی باشه. دیگه نمیگم همه‌چی درست میشه. به این جمله‌ها ایمان ندارم. در واقع خیلی وقته ایمان ندارم.

تو بهم بگو، بلاخره کی میریم به دنیای خیالی‌ای که تو ذهنم ساختم؟

+ امروز خیلی مودم پایین بود با این که سعی کردم خودم رو بهتر نشون بدم. حتی حمومم رفتم، میخواستم همونجا بگیرم بخوابم.

+ فیلم کیل‌بیل دیدم. الانم میخوام dead poets society رو ریواچ کنم.

+ خسته‌ام...

  • Brilli .Shr
  • جمعه ۲۷ دی ۰۴
• اینجا جایی هست که از روزهام، فنگرلی کردن‌هام و حرف‌هایی که از قلب و ذهنم میگن، مینویسم. جایی به اسم سرزمین آسمون که وقتی به آسمون نگاه کنی، بیشتر لبخند میزنی. پس اگه داری به آسمون نگاه میکنی، به من فکر کن. :)♡
۱۳۹۶.۱.۴
+
You're pullin' back and I'm runnin' for the door, You're sayin' those words and it just makes me want you more, A second chance with our hearts on the floor, Guess it's love.
آرشیو مطالب
نویسندگان