Random №13 : ST season 1

سلام سلام. :> بلاخره حدس بزنین چی شد؟ بله، فصل اول اس‌تی رو تمام کردم. حاجی خیلی شاهکار بود. جدی میگم. انقدری خفن بود که واقعا تا آخرش، قلبم برای الون رفت. تهش میخواستم زار زار گریه کنم باورم نمیشه- اون حس ترسی که داشت رو قشنگگگ حس کردم.

وسطای قسمت‌ها سر استیو اینطوری بودم که عیو. لایک چته؟ چرا نانسی رو کوچیک کردی آخه. ولی خب، حسم گفت بابا بهش وقت بده. دادم و خب، حرفم رو پس گرفتم. حتی شنیدم تو فصل‌های خیلی بهتر میشه و باحال‌ترین کاراکتر تبدیل میشه.

اونجا که مایک الون رو ماچ میکنه و منظورش رو برسونه که قرار نیست خواهر و برادر باشن، خیلی بامزه بود.ㅠㅠ هیجانش رو تو صورت الون فهمیدم. قبل مایک بهش گفت مامانم ازت مراقبت میکنه، بهت یه تخت میده که راحت بخوابی. وقتی بعد از این حرف رفت از دوستاش مراقبت کنه، همون لحظه که به مایک خدافظی کرد، اینطوری بودم که جی؟ یعنیییی چیییی نرووو. (رفتش) ولی میدونم تو فصل‌های بعد هستش. :>

داستین خیلی خرههه.ㅠㅠㅠ فکرش رو نمیکردم انقدر خر باشه.ㅠㅠ شکموی خررر.

خب بسه خیلی عر زدم. فعلا باید نت بخرم که به فصل دومش برسم کمک-

+ راستیییی. دیروز بیگ‌بنگ تئوری رو شروع کردیم. خیلی خیلییی فان‌تر از چیزیه که فکرش رو میکردممم. حتی اگه وقت کنیم ادامه himym رو ببینیم. خیلی مظلون واقع شده این سریال که ولش کردیم.ㅠㅠ

+ خیلی جالبه هممون بیگ‌بنگ‌تئوری میبینیم.

+ حتی فیلم pulp fiction هم دیدم. بعضی جاهاش واقعا باحال بود ولی نمیتونم بگم بهترین فیلمی بود که دیدم. ارزش یه بار دیدن رو داره، البته خشونت و این چیزها داره دیگه اهم. "-"

+ کی فکرش رو میکردم تو اوضاع بی‌نتی انقدر فیلم و سریال دیدیم.

+ بچه‌ها...‌الان که دارم این پست رو میذارم، تو مرورگر کروم هست وقتی نت نیست میزنه اینترنت اتصال نیست. رفته! حتی... نوتیف بروزرسانی برای برنامه‌های سامسونگ اومده. یا حسین.‌ برم تلگرام رو چک کنم. همینجا آپدیت میدم. فعلا!

+ آپدیت ۱۶:۴۱ همه‌چی داره بالا میاااد. تلگرام همه‌چیییییㅠㅠㅠㅠㅠ

+ آپدیت ۱۸:۰۰ نت خطم باز قطع شد اه.

  • Brilli .Shr
  • يكشنبه ۲۹ دی ۰۴

My little lonely 12

کوچولوی تنهای من، بعد از دو سال دارم برای تو مینویسم. سلام.♡

حدودا دو سال از زمانی که آخرین نامه رو برای تو نوشتم میگذره. تازگی‌ها یاد تو افتادم و فهمیدم خیلی وقته برای تو چیزی ننوشتم و خب، دیدم موقعیت بهتریه که باهم حرف بزنیم. بابت این که تو این دو سال نبودم که برات حرف بزنم، متاسفم و خوب میدونم که تو آدم بخشنده‌ای هستی. به هر حال، بازم عذرخواهی میکنم.

راستی، اگه بدونی تو این دو سال حواسم بهت بوده، با این که یادم رفته بوده بنویسم، حتما تعجب میکنی. البته حقم داری. اگه سوال واست پیش اومد که تو این دو سال جیکار کردم... خب، داستانش طولانیه.

زندگی چطور میگذره؟ سخت و سخت‌تر از همیشه. زندگی تو چی؟ امیدوارم براش سخت نگذشته باشه و روزهای خوبی رو سپری کرده باشی. مال من، تعریفی نداره. هر چیزی که انتظارش رو نداشتم اتفاق افتاد. مطمئنم تو هم دیدی و شنیدی و واقعا ترسیدی. راستش، تنها نیستی. هممون ترسیده بودیم. حتی تو یه هفته پیشم همینطور.

اگه سوال برات پیش اومد که من از این هیاهو فرار کردم یا نه، باید بگم که: کجا برم وقتی جایی برای پنهان شدن ندارم؟ مجبور شدم بمونم،به خاطر خودم، به خاطر خانواده‌ام که تنهاشون نذارم. به خاطر همه‌چی. شاید یه روز، یه جای آشنا که خونه‌ی امن و آرامش باشه رو پیدا کنم. خونه‌ای که هممون آرزوش رو داریم.

دنیا هنوزم بی‌رحمه، کوچولوی تنهای من. هنوزم روزهای سختی رو میگذرونیم. با ترس، با خاطراتی که کاش به فراموشی سپرده بشن، با خشمی که مثل شعله همه‌جا رو فرا گرفته، با فکرهایی که توی مغزم این‌ور و اون‌ور میرن. ولی هیچوقت فراموش نکن که همدیگه رو داریم. ما دوست‌هامون رو داریم. ما خوشی‌های کوچیک داریم. هر چند سعی دارن همون خوشی‌های کوچیک رو ازمون بگیرن یا کاری کنن دست نیافتنی بشه. ولی نمیذارم اینطوری بشه. نمیذارم.

تو هم منتظر من بودی؟ دلتنگم بودی؟ البته نیازی نیست جواب بدی، چون میفهممت. میفهمم چقدر منتظرم بودی و دلتنگم بودی. ممنونم که به یاد من بودی. منم به یاد تو بودم، هر چند واقعا وقت نشد که بهت بگم.

انگار حسابی بزرگ شدی. البته، گفتن "بزرگ شدن" شییه توهینه. به خودمم توهین شده وقتی آرزوی بچگیم برآورده شده. تو هنوزم کوچیکی، کودکی، ولی قوی‌تر و بهتر. اینطوری گفتنش بهتره. بهتر از گفتن "بزرگ شدن."ئه. چون وقتی بگیم بزرگ شدیم، بیشتر حس میکنیم وارد دوران به شدت به نام "بزرگسالی" شدیم. البته واقعا وارد این دوران شدیم. ولی ازت خواهش مبکنم یه کودک با ذهنی بزرگ بمون. نمیخوام بزرگ بشی، میخوام قلبت پرنورتر بشه. میخوام روحت بدرخشه. میخوام از تخیل، دنیات رو بسازی و وقتی احساس خطر کردی، به دنیای خودت پنهان شو. چون قدرتش رو داری.

خوشحالم که بعد از مدت‌ها باهات حرف زدم. من همچنان بهت فکر میکنم. تا آخر عمر. لطفا همیشه لبخند بزن. باشه؟ 

  • Brilli .Shr
  • يكشنبه ۲۹ دی ۰۴

Random before dinner 3

باز که پنل وبلاگ بسته شده بود. "-" داشتم دیوونه میشدم. هعی خدا اینم شد زندگی آخه؟

بازم لوبیاپلو داریم. با لوبیای سبز و کنسرو مواد ماکارونی. =)))))) 

فیلم اف‌وان رو نمیدونم کی ببینم چون شام رو بخورم دیگه میخوابم بعدش. "-"

هیچی ندارم بگم دیگه. خواب بر من حرامه.

  • Brilli .Shr
  • شنبه ۲۸ دی ۰۴

Dead poets society

آقای کیتینگ: "غنچه‌های گل سرخ را کنون که میتوانی برچین" معادل لاتین اون هست: carpe diem. حالا کی میدونه معنیش چی میشه؟

میکس: کارپه دیم، دم را غنیمت شمار.

آقای کیتینگ: چرا شاعر از این عبارت استفاده کرده؟ به این دلیل که ما خوراک کرم‌ها هستیم بچه‌ها. چون، چه ما باور داشته باشیم یا نداشته باشیم، تک تک ما در این اتاق، روزی از نفس زدن باز می‌ایستیم، جسممون سرد خواهد شد و خواهیم مرد.

Dead poets society

اگه فیلم رو ندیدین، ادامه‌ی مطلب پر از اسپویله. احتیاط کنین.♡

  • Brilli .Shr
  • شنبه ۲۸ دی ۰۴

Random №12

صبح بخیر. از اونجایی که دلم میخواد مثل یوری مثل لیست درست کنم، پس پست رندومون لیستی میشه. D: سرخط خبرها:

۱. اول صبحی که بیدار شدم، اولین چیزی که دیدم نه تلگرام بود نه وبلاگ، بلکه پیامک دوستم، نینی نازی بود. پشمام ریخت وقتی فهمیدم پیامک‌ها درست شده! بهش جواب دادم و کلی عرررر زدیم. :)) خدایا چقدر بدبختیم، چرا ما رو اینطوری میکنن؟ :))

۲. دیشب گفتم انجمن شاعران مرده رو میخوام ریواچ کنم؟ نشد، خوابم میومد. ㅠㅠ ولی عوضش امروز میرم سراغش، بعدش فصل اول اس‌تی رو تموم میکنم.

۳. تا دیروز و پریروز هوای اینجا تمییییز بود ولی الان باز آلودگی شد. وضعیت رو توروخدا. 

۴. واقعا نیاز دارم وقتی نت وصل شد ببینم از کیپاپ، اف‌وان، هالیوود و خیلی چیزهای دیگه چه خبرهایی شده؟ مطمئنم اینسونگ اس‌اف‌ناین دبیو سولو کرده، بلک‌پینک تیزری چیزی داده یا اعلام کرده، از تعطیلات زمستونی راننده‌ها میگن، نمیدونم حتی قبل از قطعی اینترنت یه خبری از بیلبورد اومده بود که هری استایلز بعد از مدت‌ها میخواد آلبوم منتشر کنه. (میدونستم جدی.TvT) اولیویا هم اینطور بوش میاد آلبومش میاد، البته امیدوارم.ㅠㅠ

۵. حاجی خیلی سرده. به شدت.

۶. احساس میکنم یه چیزی طلسمم کرده که نمیتونم برم سراغ بافتنی کردن. خدایا منو بخور فقط.

۷. دقیق یادم رفته تا کی مسابقه‌های اف‌وان شروع میشه ولی تا جایی که میدونم، بیشتر از یه ماه مونده. الان که یادم افتاد مثل سگ استرس گرفتم.

۸. یه ماه از روز تولدم و قهرمانی لندو نوریس میگذره. =))

۹. امروز ۲۸‌امه (تاریخ اینجا جلوتره) و دو روز دیگه سالگرد تاسیس وبلاگم، اسکای لند ورژن بیانه. :) باورم نمیشه هفت ساله اینجا رو دارم.

۱۰. تصمیم دارم بعد از این فیلم و سریال‌ها اف‌وان د مووی هم ببینم. D: 

همین دیگه. ماچ بهتون.♡

  • Brilli .Shr
  • شنبه ۲۸ دی ۰۴

Random №11

قبل از این که روز به شب تبدیل شه، آسمون رو دیدم. آبیِ آبی بود. هیچ ابری تو آسمون نبود. هوا سرد نور گرم خورشید، تضادی بود که تا استخون حسش کردم. حتی خونه‌ها و کوه‌ها رو دیدم. نمیدونم، اگه همه‌چی آرومه، پس پرا یه چیزی کمه؟ چرا همیشه یه چیزی کمه؟ یه سوال بی‌جواب همیشه بی‌جواب میمونه.

مثل یه آدمی میمونه که توی وجودش یه جای خالی داره. انگار قلبش رو از دست داده و نمیدونه چه اتفاقی برای قلبش افتاده. هر چقدر دنبال جواب بگرده، میبینه شب شده و تاریکی رو تموم دنیا فرا گرفته.

هر کسی یه چیزی میگن. یکی میگه این روزها طولانی میشن. یکی دیگه میگه نه به این زودی‌ها درست میشه. یکی دیگه هم میگه شاید هیچوقت درست نشه. کی میدونه؟ تهش اینو میدونیم که آینده‌امون اون چیزی نیست که فکرش رو میکنیم.

شاید برای همینه که دیگه هیچوقت آرزو نمیکنم سال جدید سال خوبی باشه. دیگه نمیگم همه‌چی درست میشه. به این جمله‌ها ایمان ندارم. در واقع خیلی وقته ایمان ندارم.

تو بهم بگو، بلاخره کی میریم به دنیای خیالی‌ای که تو ذهنم ساختم؟

+ امروز خیلی مودم پایین بود با این که سعی کردم خودم رو بهتر نشون بدم. حتی حمومم رفتم، میخواستم همونجا بگیرم بخوابم.

+ فیلم کیل‌بیل دیدم. الانم میخوام dead poets society رو ریواچ کنم.

+ خسته‌ام...

  • Brilli .Shr
  • جمعه ۲۷ دی ۰۴

Random before sleeping 5

داشتم به یه چیزی فکر میکردم. اگه نت برگرده، میترسم اینجا دوباره خلوت‌تر بشه، مثل روزهایی قبل از قطعی اینترنت. ولی خب این بار واقعا میخوام بعد از وصل شدن نت، اینجا رو زنده‌تر کنم، درست مثل امروز و روزهای گذشته. میدونم ممکنه از تلگرام دل نکنم و همینطور بهش بچسبم که با دوست‌های دیگه‌ام حرف بزنم، ولی واقعا دوست دارم اینجا رو بازم زنده نگهش دارم. چون که این روزها با دوست‌های جدیدی تو این فضا آشنا شدم و واقعا خوشحالم که اینجان. دوست‌های قدیمی من هم تاج سرم هستن.😌♡ نه تنها اینجا رو، بلکه وبلاگ جدیدم هم چون تازه چند روزه میچرخونمش، همونجا ادامش بدم.

اگه یه روزی نت درست شد، بازم میاین بیان و به اینجا و وبلاگ‌های دوستتون سر بزنین؟ خیلی خوشحال میشم اگه بازم راه وبلاگ رو دوباره ادامه بدیم.

اون روزی که حس کردیم بیان مثل میهن‌بلاگ بشه خیلی ترسیده بودم، حتی پست خداحافظی هم نوشته بودم و پستشم کرده بودم. ولی تو این چند روزی که برگشتیم اینجا، پست خداحافظیم رو پیش‌نویس کردم که تو وبلاگم نیاد. بلکه نشون بدم من قرار نیست ولش کنم. البته اگه بتونم‌.

+ منچ بازی کردن خیلی حال میده. حتی قبل از قطعی اینترنت، چند بار با خواهرم بازی کردم. خدایی خواهرم توش خیلییی حرفه‌ایه. =) البته بماند که خودمم توش خوبم- آره.

+ انقدر وضعیت داغون و شخمیه که حتی کبوترم برای دیجیاتو استخدام میکنن. میگی نه؟ بیا ببینش. =)

+ عکسی که گذاشتم به ترتیب از سمت راست، چارلز لکلرک، دودودودو مکس ورستپن و جورج راسل. My big 3.☝

+ آهنگی که گوش میدم، headlock از imogen heap. این زن انقدر نابغه‌ست تو ساخت آهنگ‌هاش که نگو و نپرس. اگه نت درست شد یه روزی تو پست جدید، لینک یوتیوبش رو میذارم.

+ قرار من برای فردا، تموم کردن فصل اول اس‌تی، اگه پول دستم بیاد، خرید فایل جلد اول سازمان طراحی تو فیدیبو، اگه باسنمو جمع کنم افدگ بخونم و احتمالا یکی از نقاشی‌هام رو کامل کنم.

+ بیان دیگه سکته نکن، عاشقتم. مرسی‌.3>

  • Brilli .Shr
  • پنجشنبه ۲۶ دی ۰۴

Random before dinner 2

بلاخره رفتم سراغ سریال اس‌تی. هر ثانیه‌اش هی جالب‌تر میشه و پشمام میریزه. =))) خیلی از ال خوشم میاد. دختر واقعا قوی‌ایه با این که چقدر گذشته‌ی وحشتناکی داره.

میدونین، حال و هوای stranger things مثل اینجاست. یعنی بیشتر دقت میکنم، حس میکنم تو آپ‌ساید دوان هستیم. جایی که گیر افتادیم و تلاش میکنیم راهی پیدا کنیم که از شر اینجا خلاص بشیم ولی اون موجودات مانع راهمون میشن. حتی تو آپ‌ساید دوان، آنتن‌ای نداره که بتونیم به اون دنیای واقعی پیام بدیم. مثال عجیبیه ولی خب... این چیزیه که میتونم از وضعیتم توصیف کنم.

+ برم شام بخورم. :>

  • Brilli .Shr
  • پنجشنبه ۲۶ دی ۰۴

Random №10

ظهرتون بخیر. امروز رسما میخواستم کل دنیا رو با خاک یکسان کنم و خودمو نابود کنم، چون وقتی صبح بیدار شدم و سایت بیان رو رفتم، متوجه ارور شدم و اینطوری بودم که: ah shit, here we go again. واقعا آخرین چیزی که فکر میکنم از دسترس خارج شدن سرور بیانه. البته خداروشکر که درست شد وگرنه ممکن بود دیوونه بشم. هرچند دیوونه هستم. هممون دیوونه شدیم از وضعیت داغونِ جایی که زندگی میکنیم.

هنوزم ناراحتم از این که نتونستم شماره‌های یه سری دوستام رو ازشون بگیرم. حتی دو روزه به دوستام که شماره‌هاشون رو دارم زنگ نزدم. ولی امروز میرم زنگ میزنم و خبری ازشون داشته باشم.

+ یادم رفت بگم دیروز چهار قسمت شب‌های برره رو دیدم و یه کم دیگه ادامه‌اش میدادم، ممکن بود جز مردمان برره بشم اونم با لهجه برره‌ای. زندگی سخت بید.

+ امروز چند صفحه سه‌شنبه‌ها با موری خوندم و یهو سریع رفتم بخش نمونه‌ی کتاب سازمان طراحی. یه کم پول دستم میاد میخرمش. فورا نه ولی حتما.

+ یه ادامه دادن سریال فصل اول اس‌تی نشه؟

+ انسسری انگحححححح.

  • Brilli .Shr
  • پنجشنبه ۲۶ دی ۰۴

Random before sleeping 4

به طرز باورنکردنی بعد از مدت‌ها رادیو چهرازی گوش کردم. (البته دو - سه قسمتش مونده تا تموم شه.) و بعضی قسمت‌هاش انقدر عمیق بودن که قشنگ تو فکر فرو رفتم واقعا. حالا بماند.

شنیدین که تا یکی - دو هفته تصمیم بگیرن کی اینترنت رو وصل کنن؟ رسما کوتاه‌تر از اینترنت پیدا نکردن. به قولی مثل آبه، مثل برقه. قطع کردنش کمکی نمیکنه، بدتر ریده میشه به اعصاب هر کسی. بماند. اگه بگم از تابستون تا الان هی چند روز درمیون آبمون رو طرف‌های شب قطع میکنن؟ گفتم شاید تا آخر تابستون این بساطشون همینه ولی دیدم نه خیر... الان که زمستونیم بازم قطع میکنن. البته الان فاصله وصل بودن و قطع بودن رو بیشتر کردن. 

فکر کن قرن بیست و یکم باشی و تو جایی باشی که مجبوری آهنگ، جزوه، عکس و کلیپ بلوتوث کنی(کاری که تو دهه هشتاد میکردن.) بعد بری سایت‌های خبری ایرانی که اکثرا... بماند.(سال ۹۸ آبان که من رفتم سایت خبرنگاران جوانان یا تیم جوانان خبرگزاری؟ همون وای جی سی =))) ) بعد میخوای پیامک بدی و زنگ بزنی ولی اونم قطعش میکنن. وای بیخیال، باز غر میزنم. ولی غر زدن تو این شرایط حقمونه. هوم؟

حتی ممکنه درموردش پادکست تک قسمتی درست کنم. نظرتون؟ بماند.

بازم به لیست آهنگ‌هایی که قبلا سیو کردم برمیگردم. آهنگ lovers rock از تلویزیون دختر (tv girl) پخش میشه. اولین آهنگی که ازشون گوش کردم و خیلی اتفاقی پیداش کرده بودم. زمانی که... کی بود؟ اوه خیلی وقت پیش؟ دو سه سال پیش؟ چهار سال؟ هوم... والا نمیدونم انگار یه قرنه گذشته. لابد ما ۲۰ سال به بالا نیستیم و در واقع ۸۰ سالمونه. کی میدونه؟

باز اعلان تموم شدن شارژ هندزفری اومد. به قدری از این اعلان متنفرم که آخر برمیگردم به دوران داشتن هدفون یا هندزفری سیم‌دار. البته اون اتصال شدنشم رو مخ‌تره ولی عوضش اون اعلان مزاحم نمیاد. =)

امشب شام ماکارونی بود. اسپاگتی با قطر بزرگ. راستش خسته شدم انقدر ورژن ایرانیزه شدنش رو خوردم. ترجیحم اینه که اسپاگتی رو تو دل ایتالیا، وقتی تو قالب پنیر داغ میریزن تا پنیر به خورد پاستا بده، بخورم. بدجوری دلم این رو میخواد. ولی خب اینجا ایرانه، مجبوریم ورژن آب‌کشی و ته‌دیگ‌دار بخورم. البته بخش ته‌دیگش رو دوست دارم. این بهترین بخششه. بماند.

خب... دیگه چی بگم؟ یا خدا. این همه شر و ور رندومیِ پر از غر و چرت و تر چیه نوشتم؟ "-" بماند، عیب نداره.

ایشالا سوسک بره تو پاچه‌ی شلوار وزارت بدون ارتباط. ^_^♡ 

+ محتوای این پست رندوم، از حد رندوم بودنش گذشته و زیادی چیزنمکیم زده بالا. از فشار بی‌نتیه دیگه. D;

  • Brilli .Shr
  • پنجشنبه ۲۶ دی ۰۴
• اینجا جایی هست که از روزهام، فنگرلی کردن‌هام و حرف‌هایی که از قلب و ذهنم میگن، مینویسم. جایی به اسم سرزمین آسمون که وقتی به آسمون نگاه کنی، بیشتر لبخند میزنی. پس اگه داری به آسمون نگاه میکنی، به من فکر کن. :)♡
۱۳۹۶.۱.۴
+
You're pullin' back and I'm runnin' for the door, You're sayin' those words and it just makes me want you more, A second chance with our hearts on the floor, Guess it's love.
آرشیو مطالب
نویسندگان